خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه هوای باغ سازد نه کنار کشت ما راتو به هر کجا که باشی بود آن بهشت ما را
۲
ندهند ره به کویت چه کنم چرا نسوزمهمه گل برند و بر سر بزنند خشت ما را
۳
به گل فسردهٔ ما نرسید ابر رحمتچه امید خیر باشد ز چنین سرشت ما را؟
۴
چو تو کافری ندیدم، به فراق رفت عمریکه نبود هیچ در دل هوس کنِشت ما را
صفحهٔ ۱ از ۲