خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بد نمیآید هلاک دوستان خوب مراذرهیی میل محابا نیست محبوب مرا
۲
شرم رویش خلق را منع از تماشا میکندکس ندیدهست و نبیند ماه محجوب مرا
۳
ذرهوارم دل ربود از دست مهر آفتابعاقبت جایی کشد سررشته مجذوب مرا
۴
دست بر تیغش زدم از من بهجان رنجید و رفتبا وجود آنکه میدانست مطلوب مرا
صفحهٔ ۱ از ۲