خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از شوق گل رویت رفتم به گلستانهاهمرنگ رخت یک گل نشکفته به بستانها
۲
از خار جفا بلبل مجروح ببوی گلگلچین به طرب از گل انباشته دامانها
۳
با نوگل بستانی بلبل به نواخوانیمن یاد تو میکردم با ناله و افغانها
۴
یاقوت لب لعلت تا در کف غیر افتادمن ریختم از حسرت از دیده چه مرجانها
صفحهٔ ۱ از ۳