شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کمانداری که نتواند کشیدن کس کمانش رامرا سینه هدف گردیده تیر امتحانش را
۲
بود در کاروان مصر گر پیراهن یوسفسزد جا دیده یعقوب گرد کاروانش را
۳
ننوشم آب از کوثر نجویم چشمه حیوانبه کام دل ببوسم گر شبی شیرین‌دهانش را
۴
اگر نه کوی سیمین سرین آویزه‌اش بودیز موی فرق کی فرقی بدی موی میانش را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth