خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست که مژده آورد زان مه نوسفر مرایا که خبر بیاورد زاندل در بدر مرا
۲
تا که زمصر مرحمت رحم بچون منی کنهمره کاروان کند پیرهن پسر مرا
۳
تا که شده است مشتعل تازه بهارم الحذریا بخطر گذار دل یا بنشان شرر مرا
۴
مردم چشم تو بخون غوطه ورند منع کنتا نخورند بعد از این خون دل و جگر مرا
صفحهٔ ۱ از ۳