خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که بر زلف سنبل زد این تابهاکه داد به گلبرگ این آبها
۲
که افکند پرتو به آتشکدهکه ابرو نموده به محرابها
۳
که سودا به زلف نکویان نهادکه از لعلشان ساخت عنابها
۴
به طاووسها چتر الوان که دادبه کبکان که پوشید سنجابها
صفحهٔ ۱ از ۴