خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داد اجازه بر سخن آن لب نوشخند راباش که پسته بشکند باز رواج قند را
۲
تا نرسد بدامنت گرد ملالتی زماخاک شدیم در رهت تند مران سمند را
۳
عقل حریص دانه مژده دام میدهدپند چو نشنوی دلا سر بگذار بند را
۴
سر بکمند میروم نه بخود از قفای اوبند چو محکم اوفتد سود چه بود پند را
صفحهٔ ۱ از ۲