شعر را زندگی کن
عطار

باب سی‏ام: در فراغت نمودن از معشوق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱از بس که امید و بیم میبینم من←شمارهٔ ۲اول بنگر به جانِ چون برقِ همه←شمارهٔ ۳گفتم:‌چه شود چو لطف ذاتی داری←شمارهٔ ۴گفتم:‌به غمم قیام کی بود ترا←شمارهٔ ۵گفتم: چه کنم ز پای در میآیم←شمارهٔ ۶گفتم: دل و جان در سر کارت کردم←شمارهٔ ۷گفتم: چو تو بردی سبق اندر خوبی←شمارهٔ ۸چون یار نمیکند همی یاد از من←شمارهٔ ۹تشنه بکشد مرا و آبم ندهد←شمارهٔ ۱۰چون هیچ کسی ندیدهام در خوردش←شمارهٔ ۱۱هان ای دل چونی به چه پشتی ما را←شمارهٔ ۱۲با کس بنسازی همه بی کس باشی←شمارهٔ ۱۳سرگشتهٔ روز و شبم آنجا که منم←شمارهٔ ۱۴گر روشنی جمال خودب نمائی←شمارهٔ ۱۵یک روز به صلح کارسازی میکن←شمارهٔ ۱۶نه چارهٔ این عاشق بیچاره کنی←شمارهٔ ۱۷جان در غمت از خانه به کوی افتاده‌ست←شمارهٔ ۱۸هر چند نیم به هیچ رو محرم تو←شمارهٔ ۱۹گفتم که درین غمم بنگذاری تو←شمارهٔ ۲۰گفتم: شب و روز از تو چرا میسوزم←شمارهٔ ۲۱محجوبم و از حجاب من آزادی←شمارهٔ ۲۲چون باد ز من می‌گذری چه تْوان کرد←شمارهٔ ۲۳بی پیش و پسی تو و پس و پیش تراست←شمارهٔ ۲۴در عشق تو سوختم چه میسازی تو←شمارهٔ ۲۵تاکی باشم چو حلقه بر در بی تو←شمارهٔ ۲۶هر روز ز نو پردهٔ دیگر سازی←شمارهٔ ۲۷ای آمده از شوق تو جان بر لب من←شمارهٔ ۲۸گر در سخنم باتو سخن را چه کنی←شمارهٔ ۲۹ای خون شده در غمت دل پاک همه←شمارهٔ ۳۰اندهگن توییم از دیری گاه←شمارهٔ ۳۱چون هر روزیت بیشتر دیدم ناز←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth