شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای تازه رو، ز زخم خدنگ تو داغ مااز روغن کمان تو روشن چراغ ما
۲
با نکهت تو صحبت ما درگرفته استای کاش بوی گل نخورد بر دماغ ما
۳
راضی جنون ما به گریبان پاره نیستاز چاک سینه شد گل صد برگ، داغ ما
۴
در عشق هرگز از دل ما آه سر نزدآیینه ایم و دود ندارد چراغ ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth