خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکست فتح بود بیدلان جنگ تراچو بت پرست کند سجده، شیشه سنگ ترا
۲
بود ز تنگی جا گر به سینه ام دلگیربه دیده چون مژه جا می دهم خدنگ ترا
۳
هزار رنگ برآمد به پیش روی تو گلولی نشد که تواند نمود رنگ ترا
۴
ز حرف کشتن ما روزگار می خواهدکند چو غنچه پر از زر دهان تنگ ترا
صفحهٔ ۱ از ۲