شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳ - حکایت مردی که آب در شیر می کرد

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شنیدم حیله پردازی ز احشامکه در تزویر بودش چون فلک نام
۲
چو خیل اخترانش گله‌ای بودکزان خوردی چو طفلان شیر مقصود
۳
خجسته گله‌ای کز خوردن گلشدی حاصل ازیشان روغن گل
۴
چو آهو، شوخ چشمان نکو روولی شهری، نه صحرایی چو آهو
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth