خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش راکه ترسم گرمی نظاره ای گیرد گلابش را
۲
نسیم امروز با بوی که آمد رو به این وادیکه ماند آغوش حسرت باز هر موج سرابش را
۳
نباشد با رم ما برق را لاف سبک سیریکه آرام رگ خوابست موج اضطرابش را
۴
خبردار دل خود باش در بزم شراب اونسازی خام سوز از گرمی مجلس کبابش را
صفحهٔ ۱ از ۲