خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی به گوش او کند جا ناله های زار ماسرمهٔ آواز شد خون دل افگار ما
۲
غنچه سان از شکوه گر لبریز خون دل شویمگل کند رنگ خموشی از لب اظهار ما
۳
می رویم افتان و خیزان در ره دردت چو گرهمی توان بر حال ما بی پرداز رفتار ما
۴
گفتگوی ما اسیران جز صغیر درد نیستمی تراود ناله چون نی از لب گفتار ما
صفحهٔ ۱ از ۲