شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مراشیشه جانیها حصاری گشت از آهن مرا
۲
چون نباشم خوشدل از بیتابیی کز درد اوستصبح نوروزیست هر چاکی ز پیراهن مرا
۳
آتشم؛ آتش، مکن تکلیف سیر گلشنمپر فشانیهای بلبل می زند دامن مرا
۴
بر نمی تابد مزاج نازکم گلگشت باغبی دماغ از نکهت گل می کند گلشن مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth