شعر را زندگی کن
خلوتی با جویای تبریزی

شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرهانهان در هر دل از شور تمنای تو محشرها
۲
به باغ از جلوهٔ رنگین فروزی آتش رشکیکه دود از گل گل طاووس برخیزد چو مجمرها
۳
به بحر خون، تپیدن‌های دل‌ها کی عبث باشد؟به جایی می رسد آخر تلاش این شناورها
۴
زشرح زخمهای سینه کردم نامه ای انشاکه باشد چاک چاک از درد او بال کبوترها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth