خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر مامیتواند نقش پا شد حلقهٔ زنجیر ما
۲
ما خراب از رنجش بیجای او گردیدهایمگر بیفشاند غبار از دل، شود تعمیر ما
۳
قدرت ما پنجهٔ خورشید را تابیده استبرق در کار رم است از هیبت شمشیر ما
۴
رنگ رویم را نه تنها قوّت پرواز نیستناله هم برخاستن نتواند از زنجیر ما
صفحهٔ ۱ از ۲