خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سوختم در یاد شمع عارض جانانههابر هوا دارد غبارم شوخی پروانهها
۲
باده تا افروخت شمع عارضش را میکندموج می بیتابی پروانه در پیمانهها
۳
هیچگه بیآه دودی از دل ما برنخاستباشد از دیوانهها آبادی ویرانهها
۴
مهر و مه بیتابی پروانه بر گردش کنندگر بریزند از غبارم رنگ آتشخانهها
صفحهٔ ۱ از ۲