خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو راطپیدن های دل صحرا به صحرا برد آهو را
۲
حریف نکته چین را پاسداری کن چو آیینهیکی صد گوید از عیبت شکستی گر رسد او را
۳
چو نقش پا به هر گامی سری بر خاک اندازدفسان از سخت رویی باشد آن شمشیر ابرو را
۴
نگردد تنگ دستی پردهٔ روی هنر هرگزبه جیب پاره چون پنهان تواند داشت گل، بو را
صفحهٔ ۱ از ۲