خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از چشم کم مبین به تن ناتوان ماسنگین بود به سان گهر استخوان ما
۲
جز خویش با که شکوهٔ درد تو سر کنیمپنهان چو غنچه در دل ما شد زبان ما
۳
ای آسمان ز قامت خم گشتهام بترسدست تو نیست در خور زور کمان ما
۴
تا از وفور تنگدلی غنچه گشتهایمبی بهرهاند خلق ز فیض نهان ما
صفحهٔ ۱ از ۲