خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدنهامرا صحرا به صحرا میبرد جوش تپیدنها
۲
به جای شیر از طفلی ز بس خوناب غم خوردممرا گهوارهٔ راحت شد آغوش تپیدنها
۳
چنان از شش جهت افشرد سختیهای ایاممکه رفتم چون رگ یاقوت از هوش تپیدنها
۴
بحمدالله که شد دردم دوای درد بیدردینهد مرهم به نیش راحتم نوش تپیدنها
صفحهٔ ۱ از ۱