خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مراشیشه دل زتو لبریز گداز است مرا
۲
خوش نماتر شده از جوش غرورش عجزمنار او رونق بازار نیاز است مرا
۳
رخنهٔ سینه که چون چشم عزیزش دارمبر رخ دل در فیضی است که باز است مرا
۴
نغمه باشد سب الفت جانم با جمرشتهٔ عمر همانا رگ ساز است مرا
صفحهٔ ۱ از ۲