خلوتی با جویای تبریزی
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن رابه خاک افکنده این زال کهن چندین تهمتن را
۲
چراغان کرده از شمع مزار کشتگان هر سوتو چون از جوش رعنایی کشی بر خاک دامن را
۳
چه ترسی از حوادث چون توسل با خدا جستیکه با فانوس نبود احتیاجی شمعی ایمن را
۴
نگردانیده برگرد سر خود دورم اندازدچه اقبال ست یا رب طالع سنگ فلاخن را
صفحهٔ ۱ از ۲