خلوتی با سعدی
بخش ۲۱ - حکایتِ لقمانِ حکیم
باب چهارم در تواضع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که لقمان سیهفام بودنه تنپرور و نازکاندام بود
۲
یکی بندهٔ خویش پنداشتشزبون دید و در کارِ گل داشتش
۳
جفا دید و با جور و قهرش بساختبه سالی سَرایی ز بهرش بساخت
۴
چو پیش آمدش بندهٔ رفته بازز لقمانش آمد نهیبی فراز
صفحهٔ ۱ از ۴