خلوتی با سعدی
بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع
باب چهارم در تواضع
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیدم که در دشتِ صنعا جنیدسگی دید برکنده دندانِ صید
۲
ز نیرویِ سر پنجهٔ شیرگیرفرومانده عاجز چو روباهِ پیر
۳
پس از غُرم و آهو گرفتن به پیلگد خوردی از گوسفندانِ حی
۴
چو مسکین و بیطاقتش دید و ریشبدو داد یک نیمه از زادِ خویش
صفحهٔ ۱ از ۳