شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چین فدا باد زلف پرچین رامدد از کفر می رسد دین را
۲
همچو دل دین به باد می دادمچه کنم چشم عاقبت بین را
۳
می توان کرد جای در دل سنگچه توان کرد قلب سنگین را
۴
تا نمودی جمال، گم کردههمچو عنقا وجود، تسکین را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth