خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که دارد دل چون آینه سیمای تو رامی کند خوب ز چشم تو تماشای تو را
۲
رم نکردی ز من و رام کسی هم نشدیآفرین باد دل و دیدهٔ بینای تو را
۳
دایماً چشم تو انداز رمیدن داردهیچ کس رام نکرد آهوی صحرای تو را
۴
نشود تیره دل پاک تو از چین جبینموج بر هم نزند صافی دریای تو را
صفحهٔ ۱ از ۳