خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نتوان یافت به خود منزل و مأوای تو راکه ندیده است به غیر از تو کسی جای تو را
۲
عمرها شد که حنا کرده به خوبان بیعتکه به کام دل خود بوسه زند پای تو را
۳
فرق ننهادم و تغییر ندیدم دیدممسجد و سبحه و زنار و کلیسای تو را
۴
همه جا جای دل و جان عزیز است عزیزخوب گردیدم و دیدم همه اعضای تو را
صفحهٔ ۱ از ۲