خلوتی با سعیدا
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کمند وحدت دل کرده ام موی تو راتکیه گاه خویش کردم طاق ابروی تو را
۲
گر به صد پیراهن یوسف بپیچی باز همبا دماغ آشفتگی ها می برم بوی تو را
۳
بی نیازی ها تو را از ناز هم بیگانه کردخوب می دانم تو را طبع تو را خوی تو را
۴
وحشی چشم تو الفت با کسی نگرفته استرام کی کس می تواند کرد آهوی تو را؟
صفحهٔ ۱ از ۲