شعر را زندگی کن
خلوتی با سعیدا

شمارهٔ ۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس بلند است قصر و خانهٔ یاردر تصور ز سر فتد دستار
۲
در رهش بسکه دست و پا زده امپا ز رفتار ماند و دست از کار
۳
بعد از اینم غم حساب نماندراست ناید دگر غمش به شمار
۴
هر چه بینی به بد حواله مکنزیر این چرخ گنبد دوار
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth