خلوتی با عطار
قصیدهٔ شمارهٔ ۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندارد درد من درمان دریغابماندم بی سر و سامان دریغا
۲
درین حیرت فلک ها نیز دیر استکه میگردند سرگردان دریغا
۳
درین دشواری ره جان من شدکه راهی نیست بس آسان دریغا
۴
فرو ماندم درین راه خطرناکچنین واله چنین حیران دریغا
صفحهٔ ۱ از ۱۰