خلوتی با عطار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دم عیسی است که بوی گل تر میآردوز بهشت است نسیمی که سحر میآرد
۲
یا نه زان است نسیم سحر از سوی تبتکاهویی آه دل سوختهبر میآرد
۳
یا صبا رفت و صف مشک ختن بر هم زدنافهٔ مشک مدد از گل تر میآرد
۴
یا نه بادی است که از طرهٔ مشکین بتیبه بر عاشق شوریده خبر میآرد
صفحهٔ ۱ از ۱۰