خلوتی با عطار
حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن دو روبه چون به هم همبر شدندپس به عشرت جفت یک دیگر شدند
۲
خسروی در دشت شد با یوز و بازآن دو روبه را ز هم افکند باز
۳
ماده میپرسد ز نر، کی رخنهجویما کجا با هم رسیم، آخر بگوی
۴
گفت اگر ما را بود از عمر بهربر دکان پوستین دوزان شهر
صفحهٔ ۱ از ۳