خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر خرامد آن پریرو جانب گلزارهاشور محشر میشود در کوچه و بازارها
۲
هر نفس در خانه دل نقش تصویرش بودبا پری هائل نمیگردد در و دیوارها
۳
گردی از خاک کف پایش به هنگام وصالبهر دفع نبض هجران میکنم تومارها!
۴
در طریق عشق جز وحشت نمیباشد دلیلاین سخن را من شنیدستم ز مجنون بارها!
صفحهٔ ۱ از ۳