خلوتی با عطار
حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد
بیان وادی عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود عالی همتی صاحب کمالگشت عاشق بر یکی صاحب جمال
۲
از قضا معشوق آن دل داده مردشد چو شاخ خیزران باریک و زرد
۳
روز روشن بر دلش تاریک شدمرگش از دور آمد و نزدیک شد
۴
مرد عاشق را خبر دادند از آنکاردی در دست میآمد دوان
صفحهٔ ۱ از ۴