شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

حکایت عاشقی که قصد کشتن معشوق بیمار را کرد

بیان وادی عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود عالی همتی صاحب کمالگشت عاشق بر یکی صاحب جمال
۲
از قضا معشوق آن دل داده مردشد چو شاخ خیزران باریک و زرد
۳
روز روشن بر دلش تاریک شدمرگش از دور آمد و نزدیک شد
۴
مرد عاشق را خبر دادند از آنکاردی در دست می‌آمد دوان
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth