شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدش

بیان وادی فقر

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک شبی معشوق طوس، آن بحر رازبا مریدی گفت دایم در گداز
۲
تا چو اندر عشق بگدازی تمامپس شوی از ضعف چون مویی مدام
۳
چون شود شخص تو چون مویی نزارجایگاهی سازدت در زلف یار
۴
هرک چون مویی شود در کوی اوبی شک او مویی شود در موی او
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth