خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
می خوارگان که باده ز رطل گران خورندرطل گران ز بهر غم بی کران خورند
۲
رطل گران برد ز دل اندیشه گراندرخور بود که باده ز رطل گران خورند
۳
در باده رنگ عارض معشوق دیده اندرطل گران به قوت و نیروی آن خورند
۴
جان است جنس باده و باده است جنس جاناز بهر جان و راحت او جنس جان خورند
صفحهٔ ۱ از ۲