خلوتی با ادیب صابر
شمارهٔ ۱۳
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای لعل فتنه بر لب چون ناردان تواشکم ز حسرت تو چو در دهان تو
۲
از فربهی و لاغری رنج و صبر مننسبت همی کنند سرین و میان تو
۳
بیگانه وار می کنی از مهر من کنارمن مانده در میان غم بی کران تو
۴
هستی به چهره حور بهشتی و روزگارآرد به بزم خسرو عزت نشان تو
صفحهٔ ۱ از ۴