خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان لعل لب سخن شده رنگین ز بس مرادر سینه چون خراش نماید نفس مرا
۲
صید غزال فرصتم از دست رفت، حیف!طول امل کشیده چو سگ در مرس مرا!
۳
گمگشتگی به منزل مقصد، رهیست راستشد غول ره، بلندی بانگ جرس مرا
۴
خوانا، خط غبار منست از بیاض موباشد کتاب موعظه آیینه بس مرا
صفحهٔ ۱ از ۲