خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دولتی نیست به از تیغ تو بیباک مراسرنوشتی نبود جز خم فتراک مرا
۲
آنچنان گشته ام از ضعف، که بعد از مردنرستن سبزه،برون آورد از خاک مرا
۳
هر نفس آب حیاتی کشم از تیغ کسیبه رخ دل در فیضی است ز هر چاک مرا
۴
نه چنان بر سر کوی تو ز خود گم گشتمکه به غربال توان یافت از آن خاک مرا
صفحهٔ ۱ از ۲