خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باده ساغرت از خون دل یاران استوای اغیار اگر این اجر وفاداران است
۲
زلف در پای تو افتد به تظلم چپ و راستبسکه در تاب زسودای گرفتاران است
۳
نیست چشمت ز شبان غمم آگه آریخفتگان را چه غم از حسرت بیداران است
۴
دارم از چشم تو صد عربده و دم نزنمکه اگر ناله کنم زحمت بیماران است
صفحهٔ ۱ از ۳