شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که لبت کوثر و رویت بهشتبی تو عذاب است مرا گشت کشت
۲
شور توام از سر و مهرت ز دلمی نشود گر بشود خاک خشت
۳
با تو مرا هرچه بود زشت، خوببی تو مرا هرچه بود خوب، زشت
۴
سیم و زر از بهر نثارت نکوستمرد نبرد آن که بمُرد و بهشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth