خلوتی با وحیدالزمان قزوینی
بخش ۲۴ - صفت رفوگر
شهرآشوب کوچک
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شد چاک دل من از رفوگربر من لب لعل او شد اخگر
۲
شیرین سخنی در آن لب شورشهد است در آشیان زنبور
۳
شاید فتدش به من نظارهشادم ز لباسِ صبرِ پاره
۴
در دیده نگاه حسرت منچون رشته بود به چشم سوزن
صفحهٔ ۱ از ۲