شعر را زندگی کن
خلوتی با وحیدالزمان قزوینی

بخش ۲۵ - صفت حلّاج

شهرآشوب کوچک

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلّاجانند چشم بد دُورهر یک شاهی ولیک منصور
۲
هستند ز خط، تذرو خوش فالوز خال سیه، غزال خوش حال
۳
چک در کف شان کسی که دیدهخون آب ز دیده اش چکیده
۴
عشّاق ازین بتان که نغزندچون جَوزَقَه جمله خشک مغزند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth