خلوتی با سراج قمری
شمارهٔ ۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرفته ای زلب لعل، روی من در زرچو دیده ای که ترا و مراست درخور زر
۲
وصال سیمبر تو که چون زر است عزیزامیسرم شود، ار گرددم میسر زر
۳
زچشم پرگهر خویش روی تر دارمکه خوشتر آمد نهمار چون شود تر زر
۴
زاشک روی چه خیزد مرا که چون نرگسبه چشم نایدت ارسیم باشدم ار زر
صفحهٔ ۱ از ۶