شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر به سودای محبت رفت در پا جان مرانیست غم کآمد بحمدالله به سر جانان مرا
۲
تاگدای لعل شیرینت شدیم از یاد رفتحشمت اسکندر وسرچشمه ی حیوان مرا
۳
نیست برخاک درت با این سرشک تلخ و شورشوق جوی سلسبیل و روضه ی رضوان مرا
۴
گر به حشرم بی تو در فرخای جنت جا دهندشکر باشد به جان از گوشه ی زندان مرا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth