خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زیر سرو و پای گل بنگر صفای لاله رازن دوجام می که تا گیرد غم صد ساله را
۲
نوعروس باغ را با این سه بخشیده است زیبآفرین ها کرد باید صنعت دلاله را
۳
با وجود اینکه خود رویش چو روی دلبر استداغ عشق کیست کافتاده است بر دل لاله را
۴
ز آنچه داری در میان جام ساقی ده که مندیدم اندر روی لاله قطره های ژاله را
صفحهٔ ۱ از ۲