خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز بو به چین شکنی قدر ناف آهو راکنی ز شانه پریشان چو عنبرین مو را
۲
به چهره یافتم از چیست خال مشکینتبلی درآتش سوزان نهند هندو را
۳
جهان چودکه عطارها معطر شدمگر توشانه زدی زلف عنبرین بو را
۴
به صید خسته دل من چه می کنی کوششتو شیر گیری اشارت کنی گر آهو را
صفحهٔ ۱ از ۳