شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

شمارهٔ ۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سودای عشق کرده ز خود بی‌خبر مراآسوده دل نموده ز هر خیر و شر مرا
۲
بر هر چه بنگرم همه بینم جمال توعشق رخ تو کرده چه صاحب‌نظر مرا
۳
هر گه که نوک مژه‌ات آید به یاد منهر موی من زند به بدن نیشتر مرا
۴
شیرین لبان لعل تو الحق ز بوسه‌ایکردند بی نیاز ز شهد و شکر مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth