خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صبا از من بگو با آن مه نا مهربان امشبدمی آرام جان باشد که رفت آرام جان امشب
۲
خیال روی جانان پیش چشم و دل پر از آتشچو بلبل زان همی نالم به یاد گلستان امشب
۳
به امیدی که باز آن سرو قد را در کنار آرمهزاران چشمه خون بارید ز چشم خون فشان امشب
۴
جنون عشق را گوش نصیحت نیست، ای واعظ!مخوان افسانه بر من، آسمان و ریسمان امشب
صفحهٔ ۱ از ۲