خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر چهره زلف خویش، پر از پیچ و تاب کردیعنی به حسن، حلقه به گوش آفتاب کرد
۲
گیسو به باد داد به صد جلوه در چمناز سرو سر کشید و به سنبل عتاب کرد
۳
بی تاب شد ز حسرت و غم چون رسید خطگویا که زلف یاد ز عهد شباب کرد
۴
آوخ که یار رفت و نچیدم گلی ز وصلکامی ندیده عمر عزیزم شتاب کرد
صفحهٔ ۱ از ۲